نام کتاب: زمانی برای کشتن
متفاوت است. حتی دنتون هم میگوید که هرگز پرونده ای ندیده است که اینهمه تبلیغات و سرو صدا به راه انداخته باشد. او هم معتقد است که در هیچ جای میسی سی پی نمی توان یک هیئت منصفه ی بی خبر از ماجرا و بدور از پیشداوری پیدا کرد. فرض کنیم محاکمه در فورد کانتی انجام گیرد و متهم محکوم شود. در این صورت شما می توانید با این استدلال که من با تغییر محل دادرسی مخالفت کرده ام، تقاضای تجدید نظر کنید. ولی دنتون به طور ضمنی تایید کرد که تصمیم من دایر بر رد پیشنهاد شما موافق است. او معتقد است که اکثریت قضات دادگاه عالی حاضرند نظر مرا در این مورد تایید کنند. البته این موضوع یک قول صددرصد و حتمی نیست، چون همه ی این حرفها به طور غیر رسمی و به صورت گپ دوستانه ردو بدل شد. راستی نوشابه میل دارید؟ » «نه، متشکرم.» به نظر من تغییر محل دادرسی کاری بی فایده و غیر منطقی است. احمقانه است اگر تصور کنیم می توانیم دوازده نفر پیدا کنیم که هنوز نظر و تصمیم مشخصی در مورد ماجرا و شخص آقای هیلی ندارند.» طوری حرف می زنید که انگار تصمیم خودتان را گرفته اید.» «بله. محل دادرسی تغییر نخواهد کرد. موکل شما در همین جا، یعنی در کلانتون محاکمه خواهد شد. با این حال اقرار میکنم که از تصمیم خود چندان خوشحال و راضی نیستم. ولی واقعیت این است که هیئت منصفه ی محلی از سایر هیئتهای منصفه نه بهترند و نه بدتر. از این گذشته، من ساختمان دادگاه کلانتون را دوست دارم، چون با اینجا فاصله ی چندانی ندارد و سیستم تهویه ی مطبوعش هم خراب نیست.» نوز پوشه ای را برداشت و آن را در پاکت بزرگی قرار داد: «این حکم که از سوی قاضی مسئول پرونده، یعنی من، صادر شده، مورخ همین امروز است و حاکی از نظر منفی دادگاه در مورد پیشنهاد شما مبنی بر تغییر محل دادرسی است. بدین ترتیب، درخواست شما مردود محسوب می شود. من یک نسخه از این حکم را برای باکلی می فرستم. شما هم یک نسخه از آن دریافت خواهید کرد. این اصل حکم است. اگر لطف کنید و این اظهار نظر کتبی را از طرف من در دفتر دادگاه به ثبت برسانید، از شما ممنون خواهم شد.»

صفحه 484 از 765