«جسد آن سه نفر تنها به این دلیل کشف شد که یک نفر موضوع را به پلیس خبر داده بود. یعنی یکی از خود افراد کلان علیه رفقایش خبر چینی کرده بود. ظاهرا این اتفاق در سازمان کوکلوکس کلان امری استثنایی نیست، غالبا یکی از افراد خودشان توطئه ها را به پلیس اطلاع می دهد.»
فکر می کنید کار کلان است؟»|
«همه ظواهر امر که اینطور نشان می دهد. اگر یک یا دو نفر آدم کله شق غیر تشکیلاتی قصد بمب گذاری داشته باشند، نفر سومی وجود ندارد که موضوع را لو بدهد. هر چه سازمان یا گروه بزرگتر باشد، امکان اینکه یکی از اعضا جریانات را به پلیس اطلاع بدهد، بیشتر است.»
حرفهای شما منطقی است. ولی نمی دانم چرا باعث آرامش من نمی شود.»
البته ممکن است تمام این ماجرا یک شوخی باشد.»
«ولی اصلا خنده دار نیست.»
نمی خواهید همسرتان را بیدار کنید؟»
چرا، فکر می کنم بهتر است این کار را بکنم.»
به نظر من هم بهتر است. ولی چراغها را روشن نکنید، چون ممکن است آن دیوانه ها نور را ببینند و فرار
کنند.»
«چه بهتر که فرار کنند و ما را راحت بگذارند.»
ولی من می خواهم آنها را دستگیر کنم. اگر آنها را امشب نگیریم، حتما دوباره سروکله شان پیدا خواهد شد؛ و آنوقت شاید آن فرد خبر چین حوصله نداشته باشد چند ساعت قبل ، ما را در جریان بگذارد.»