نام کتاب: زمانی برای کشتن
« این دو نفر را کجا پیدا کردید؟ » « در کافه ی هیوز. » « تعجبی ندارد. » جیک جرعه ای قهوه نوشید و به دخترش هانا فکر کرد. الونی زیر لب گفت: « وحشتناکه، واقعا که وحشتناکه. » « راستی حال کارل لی چطور است؟ » پر اتر قطرات شربت را از روی سیبیلش پاک کرد و گفت: «من او را شخصا نمی شناسم، ولی تا به حال چیز بدی در مورد او نشنیده ام. خانواده هیلی در بیمارستان هستند و اوزی تمام شب را با آنها گذراند. اوزی آنها را هم مثل اکثر سیاههای اینجا، خوب می شناسد. ضمنا هاستینگز هم با تونیا نسبتی دارد. » « رسیدگی مقدماتی به پرونده کی شروع می شود؟ » « بولارد شروع جلسه را امروز ساعت یک بعد از ظهر تعیین کرده است، درست می گویم لونی؟ » الونی سرش را به نشانه تایید تکان داد. « قرار وثیقه چطور؟ »

صفحه 46 از 765