«اسقف، شما چه می گویید؟»
اسقف از کوره در رفته و حوصله اش به سر آمده بود. حالا بلاتکلیفی و شرم حضور، جای خود را به واکنشی تند و گستاخانه داد. با انگشت به کارل لی اشاره کرد و گفت: «ما برای این پول زحمت زیادی کشیدیم. ما شش هزار دلار از مردم فقیر این کانتی پول گرفتیم - از مردمی که در واقع یک سنت هم پول اضافی ندارند. ما برای جمع آوری این مبلغ قابل توجه، زحمات زیادی متحمل شدیم. این پول مال مردم بینوا و مستمند است، مردمی که زندگی آنها به کوپن مواد غذایی و کمک مؤسسات خیریه وابسته است. مردمی که اهدای چند سنت هم برایشان سنگین و طاقت فرساست. اما آنها علیرغم فقر و تنگدستی، ایثار کردند و اعانه دادند، چون معتقدند کار شما درست بوده است و حق شماست که به عنوان یک مرد آزاد، سالن دادگاه را ترک کنید. دست رد به سینة این مردم فداکار و خوش قلب نزنید.»|
کارل لی با خونسردی گفت: «بیخود مرثیه و موعظه نخوانید. پس گفتید مردم این کانتی شش هزار دلار پول داده اند؟ »
«بله.»
پس بقیة پول از کجا آمده؟ »
سازمان NAACPبقیة پول را در اختیار ما قرار داده است. پنج هزار دلار از آتلانتا، پنج هزار دلار از ممفیس و پنج هزار دلار هم از صندوق انجمن سراسری. جمعة پانزده هزار دلار، آن هم فقط برای هزینه های دفاع.»