کارل لی پرسید : «چه مقدار از این پولها در فورد کانتی جمع آوری شده ؟ »
راینفلد پاسخ داد: «تقریبا شش هزار دلار.»
چه کسی پول را جمع آوری کرده است ؟» وكیل سازمان NAACPبه آجی نگاهی کرد و اسقف با صدای ضعیفی کفت: «کلیساها.»
«چه کسی اعانات را جمع آوری شده در کلیساها را تحویل گرفت؟ »
آجی گفت: «ما»
منظور شما از "ما" شخص خودتان است، اینطور نیست؟»
«خب... یعنی... بله. منظورم این است که من پولهای جمع آوری شده در کلیسا را تحویل گرفتم و به حساب جداگانه ای که مخصوص این منظور افتتاح شده، واریز کردم.»
«پولها را تمام و کمال به حساب ریختید؟»
البته. »
بله، البته خیلی دلم می خواهد بدانم چقدر از این پولها به خانوادة من رسیده.»
آجی که کمی رنگ پریده به نظر می رسید، رو به برادران روحانی اش کرد و با نگاه از آنها طلب کمک نمود. اما توجه آنها کاملا معطوف به سوسک کوچکی بود که روی کف اتاق راه می رفت. روزولت و هیلمن می دانستند که آجی قسمتی از پول اعانات را بالا کشیده است و نیز خبر داشتند که خانوادة هیلی هنوز در انتظار کمک می باشد و پولی به افراد این خانواده نرسیده است. آجی بیشتر از