«ولی شکستهای زیادی هم خورده اید.»
اکثر پرونده هایی که من به عهده می گیرم، غیر قابل نجات و از دست رفته اند.»
فهمیدم. نظرتان در مورد این پرونده هم همین است؟ فکر می کنید این مورد را هم خواهید باخت؟»
راینفلد که با ریشش بازی می کرد، نگاه سردی به یک انداخت و گفت: «من برای مشاجره با شما به اینجا نیامده ام، آقای بریگانس.»
می دانم. شما به اینجا آمده اید تا توانایی های حقوقی خود را در اختیار متهمی قرار بدهید که تا به امروز حتی اسم شما را نشنیده است و تصادفا از وکیل مدافع فعلی خود راضی است. شما به اینجا آمده اید تا موکل مرا از دستم بگیرید. من خیلی خوب می دانم که چرا به اینجا آمده اید.»
من به اینجا آمده ام، چون سازمان NAACP مرا به اینجا فرستاده است. هیچ دلیل دیگری وجود ندارد.»
«فقط روی پرونده های کار می کنید که سازمان NAACPبه شما ارجاع می دهد؟ »
من برای سازمان حمایت از رنگین پوستان کار می کنم و رییس وکلای این سازمان هستم که فقط پرونده های قتل عمد را به عهده می گیرد. هر زمان که سازمان NAACP از من درخواست کند پرونده ها یا مورد خاصی را به عهده بگیرم، این کار را انجام می دهم و هرگز جواب رد نمی دهم.»
در حال حاضر چند موکل دارید؟ »
دهها نفر. این موضوع چه اهمیتی دارد؟ »