« واقعا که همینطور است. تا به حال چیزی بدتر از این ندیده ام. آن دو مادر بخطا سعی کرده بودند تونیا را حلق آویز کنند. بعد هم او را توی گودال انداختند و رفتند، احتمالا
به این امید که خودش بمیرد. »
« چه کسی او را پیدا کرد؟ »
|
« چند تا کاکا سیاه که کنار فوگی کریک ماهی می گرفتند؛ دیده بودند که دختر خردسالی با دست های بسته در خیابان تلوتلو می خورد. دخترک آنقدر بهوش ماند که
بتواند نام پدرش را بر زبان جاری کند و سیاهها هم او را به خانه رساندند. »
« از کجا می دانید که این کار زیر سر بیلی ری کاب است. »
« تونیا از یک وانت زرد رنگ نام برده بود که یک پرچم کنفدراسیون ایالات جنوبی به پنجره ی عقب آن آویزان است. این مشخصات برای اوزی کافی بود. قبل از اینکه دخترک به بیمارستان برسد، عملیات تعقیب و دستگیری متهمین شروع شده بود. »
پر اتر مواظب بود که زیاد حرف نزند. از جیک خوشش می آمد، اما به هر حال بریگانس یک وکیل بود و در بسیاری از محاکمات کیفری به عنوان وکیل مدافع حضور
داشت.|
« پیت ویلارد کیست؟ »
« یکی از دوستان کاب است. »