«دست از دروغگویی بردار، هیلمن.»
راینفلد که بلاتکلیف و ناراحت ایستاده بود، فهمید که انگشت روی جای حساس گذاشته است. با لحنی سیاستمدارنه گفت: «آقایان؛ لطفا به موضوع بحث برگردیم.»
هیلمن با عجله گفت: «فکر خوبی است.»
من کی می توانم با هیلی حرف بزنم؟ »
من برای فردا صبح با او قرار می گذارم.»
در کجا؟»
پیشنهاد می کنم در دفتر کلانتر والز در زندان کانتی با هم ملاقات کنید. والز سیاهپوست است. تنها کلانتر سیاهپوست در ایالت میسی سی پی .»
«بله، راجع به او چیزهای شنیده ام.»
حتما به ما اجازه خواهد داد در دفترش با کارل لی حرف بزنیم.»
بسیار خوب، وكیل آقای هیلی چه کسی است؟ »
«جیک بریگانس. اهل همین جا یعنی کلانتون است.» او هم در جلسه باید حاضر باشد. من از او خواهش خواهم کرد در جریان دفاع از هیلی به من کمک کند. امیدوارم از این طریق ناراحتی و سرخوردگی او کمتر شود.»