نام کتاب: زمانی برای کشتن
کند، اما این بار اوضاع کاملا فرق می کرد . جلسه مربوط به هیلی بود، مربوط به همان پدری بود که دو نفر را به جرم تجاوز به دخترش به قتل رسانیده بود. این ماجرا فعلا مشهورترین مورد در سراسر کشور بود، و دادرسی این پرونده در ایالت میسی سی پی انجام می گرفت: سالیان دراز سفید پوستان این ایالت به هر دلیل واقعی یا واهی و غالبا نیز بدون هیچ دلیلی سیاهپوستان را می کشتند و نه اتفاقی می افتاد و نه کسی اعتراضی می کرد. در اینجا سیاهپوستانی که مقاومت می کردند به دار می آویختند. حال، یک پدر سیاهپوست، دو سفید پوستی را که به دخترش تجاوز کرده بودند به قتل رسانیده بود و اکنون در خطر اعدام در اتاق گاز او را تهدید می کرد در حالی که اگر پوست بدنش سفید می بود، او را بابت این کار حتی به دادگاه هم نمی کشاندند. این ماجرا همه جا جلب نظر کرده و مشهور شده بود. گل سرسبد همة پرونده ها بود. راینفلد تصمیم گرفت وكالت هیلی را به عهده بگیرد. روز دوشنبه، اسقف آجی اعضای شورای روحانیون را به راینفلد معرفی کرد. اسقف جلسه را با گزارش مفصل در مورد جزییات فعالیتهای انجام شده در فورد کانتی، افتتاح کرد. در عوض، سخنان راینفلد کوتاه و موجز بود. تذکر داد که او و گروهش نمی توانند وکالت آقای هیلی را به عهده بگیرند، چون هنوز درخواست رسمی در این مورد وجود ندارد، و به همین دلیل باید هر چه سریعتر با متهم گفتگو کنند: همین امروز با حداکثر فردا صبح، چون ظهر فردا باید از ممفیس به جورجیا پرواز کند تا در یک محاكمة دیگر شرکت نماید. آجی قول داد که هر چه زودتر ترتیب ملاقات او و هیلی را بدهد و اضافه کرد که با شخص کلانتر دوست و آشناست. راینفلد پاسخ داد: «بسیار خوب، پس لطفا عجله کنید. من وقت زیادی ندارم.» | راینفلد سپس پرسید : «چه مقدار پول جمع آوری کرده اید؟ » ا

صفحه 442 از 765