کارل لی گره ای به ابرو انداخت و انگشت نشانه اش را به نشانه ی اخطار به طرف همسرش بلند کرد. گوان حق نداشت در توانایی او شک کند. درست است که زندانی بود، اما هنوز که نمرده بود. کارل لی هنوز مرد و رئیس خانه ی خود محسوب می شد. گوان متوجه خطای خود شد و اهسته گفت: «معذرت می خواهم.»