نام کتاب: زمانی برای کشتن
« على الظاهر، دو نفر را به قتل رسانیده است: بیلی ری کاب و پیت ویلارد، و بعلاوه معاون کلانتر دی واین « آیا مقتولین را می شناختید؟ » « شخصا خیر. اما درباره بیلی ری کاب چیزهایی شنیده بودم.» « چگونه از قتل آن دو نفر آگاه شدید؟» « خب، فکر میکنم ماجرا در یک روز دوشنبه اتفاق افتاد. من در قسمت اداری ساختمان دادگاه بودم و فهرست اموال غیر منقول موکلینم را بررسی می کردم که صدای شلیک گلوله به گوشم رسید. سریعا به راهرو از زندانیان تحت حفاظت کلانتر در پلکان پشتی ساختمان دادگاه به قتل رسیده اند. کمی بعد شایعه ای به گوشم رسید: گفته شد پدر آن دختر خردسالی که مورد تجاوز قرار گرفته، آن دو جنایتکار را کشته است.» « واکنش شما چه بود؟ «کی از دستگیری آقای هیلی مطلع شدید؟» ( « در غروب همان روز. تلویزیون در مورد ماجرا گزارشی پخش کرد.»| « در تلویزیون چه برنامه ای را دیدید؟» « اخبار فرستنده های ممفیس و توپلو را دیدم. ما تلویزیون کابلی داریم. متوجه که هستید منظورم چیست. به همین دلیل اخبار ایستگاههای نیویورک، شیکاگو و آتلانتا را هم تماشا کردم. تقریبا همه کانالها خبری در مورد قتل آن دو نفر و دستگیری هیلی پخش کردند. تلویزیون تصاویری از ساختمان دادگاه و زندان کانتی را نشان داد. رویداد مهمی بود. مهمترین رویدادی که در کلانتون میسی سی پی اتفاق افتاده بود.» « وقتی که شنیدید على الظاهر پدر آن دختر، دو جنایتکار متجاوز را به قتل رسانیده است. واکنش شما چگونه بود؟» « زیاد تعجب نکردم. منظورم این است که همه ما حدس می زدیم کار، کار پدر آن دختر بوده است. من به او آفرین گفتم. خود من هم صاحب اولاد هستم و بنابراین خیلی خوب می توانم او را درک کنم. هنوز هم او را تحسین میکنم.» « در مورد تجاوز به تونیا هیلی چه می دانید؟»

صفحه 418 از 765