نام کتاب: زمانی برای کشتن
« ولی به احتمال زیاد به همه آنها نیازی نخواهد بود. یعنی تقریبا مطمئنم که همه آنها را دعوت نخواهم کرد.» « به پنج نفر شاهد اکتفا کنید، آقای باکلی. من قصد ندارم تمام روز را در سالن دادگاه بسر ببرم.» « چشم، عالیجناب» | « آقای بریگانس، شما مایلید که محل دادگاه تغییر یابد؛ لطفا درخواست خود را توضیح دهید و استدلالات خود را بیان نمایید.» | جیک از جا برخاست و آهسته در سالن به راه افتاد. از کنار باکلی گذشت و به محل هیئت منصفه رسید: « با اجازه عالیجناب ... آقای هیلی از محضر دادگاه درخواست دارد محاکمه او را به جای دیگری غیر از فورد کانتی منتقل کند. او برای این درخواست خود دلیل محکم و قانع کننده ای دارد: به دلیل تبلیغات زیادی که در این محل به عمل آمده، امکان انجام محاکمهای منصفانه و عادلانه غیر ممکن است. شهروندان این کانتی از هم اکنون در مورد محکومیت یا بیگناهی کارل لی هیلی تصمیم خود را گرفته اند. او متهم است دو نفر را که در این محل به دنیا آمده و خانواده آنها نیز در همین جا زندگی می کنند، به قتل رسانیده است. تا چند هفته پیش، کمتر کسی در اینجا آقای هیلی را می شناخت. اما اکنون هیچکس نیست که نام او را نشنیده باشد. همه، او و خانواده اش را می شناسند و درباره دخترش که مورد تجاوز قرار گرفته، چیزهای زیادی باشند. بنابراین بهتر و عادلانه تر آن است که محل دادرسی به نقطه ای از ایالت میسی سی پی منتقل شود که مردم آن تا این حد به جزئیات ماجرا آشنا نباشند.» قاضی پرسید: « پیشنهاد شما چیست؟» | « من هیچ کانتی خاصی را پیشنهاد نمیکنم، اما به نظرم بهتر است محلی را انتخاب کنید که فاصله زیادی تا اینجا داشته باشد، مثلا شاید جایی در ساحل خلیج » « چرا؟» « چون این منطقه تا شهر ما بیش از ششصد کیلومتر فاصله دارد. مطمئنم که مردم آنجا ماجرای هیلی را بخوبی شهروندان فورد کانتی نمی شناسند.» « فکر میکنید مردم جنوب میسی سی پی چیزی در این مورد نشنیده اند؟ »

صفحه 416 از 765