پنج هفته از قتل بیلی ریکاب و پیت ویلارد می گذشت و قرار بود یک ماه دیگر محاکمه ی قاتل آنها شروع شود. اتاقهای هر سه متل شهر کلانتون از ?? ژوئیه به مدت دو هفته به طور کامل رزرو شده بود. متل
گرفته بودند. متل «کلانتون کورت» که بهترین بار و بهترین رستوران را داشت، برای خبرنگاران آتلانتا، واشنگتن و نیویورک رزرو شده بود. متل «ایست ساید»، که به هیچ وجه شیک و راحت هم نبود، قیمت اتاقهای خود را برای ماه ژوئن دو برابر کرده بود و با این حال در آنجا هم حتی یک اتاق خالی گیر نمی آمد. شهر کلانتون در ابتدا با افراد غریبه ای که به آنجا سرازیر شده بودند - هر چند که سوالات عجیب و غریب مطرح می کردند و به لهجه های غیر معمول و نا آشنایی سخن می گفتند - رفتاری دوستانه داشت. اما بعد از آنکه بعضی روزنامه ها مقاله های مغرضانه و غیر دوستانه ای دربارهی کلانتون و مردم آن منتشر کردند، شهروندان کلانتون تصمیم گرفتند از غریبه ها دوری کنند و با سکوت و سردی با آنها برخورد نمایند. در کافه های شلوغ و پرسروصدا، به محض ورود یک فرد غریبه، ناگهان سکوت حکمفرما می شد. مغازه داران کنار میدان حاضر نبودند به مردان و زنانی که نمی شناختند، کمک نمایند و آنان را راهنمایی کنند. کارمندان