جیک کیفش را برداشت و در حالی که به طرف در خروجی می رفت، گفت: «فکر می کنم بهتر است او را در همان وایت فیلد بگذارید و برگردید.»
جلسه بازجویی و تصمیم گیری مورد تغییر محل دادرسی قرار بود روز دوشنبه بیست و چهارم ژوئن در کلانتون تشکیل شود. احتمالا این جلسه چندین ساعت به طول می انجامید. رسانه های گروهی توجه خاصی به این موضوع مبذول کرده بودند. جیک درخواست کرده بود که دادرسی در جای دیگری انجام شود و بنابراین باید ثابت می کرد که امکان انجام محاکمه عادلانه در فوردکانتی وجود ندارد. او نیاز به چند نفر شاهد داشت، نیاز به شخصیت های معتبر و سرشناسی داشت که حاضر بودند در حضور دادگاه شهادت دهند که حتی تصور یک محاکمه عادلانه در فورد کانتی را غیر ممکن و محال می دانند. اکتاویج حاضر به انجام این کار بود، اما می گفت به احتمال زیاد، بانک موافق دخالت او در چنین موضوعی نیست. هری رکس هم آمادگی خود را اعلام کرد و هیچ تردیدی از خود نشان نداد. اسقف آجی گفته بود که با کمال میل حاضر به کمک است - اما پس از آنکه سازمان NAACP اعلام کرد که وکلای خود را برای دفاع از کارل لی اعزام خواهد نمود، رغبت چندانی برای این کار از خود نشان نمی داد. شهادت لوسین در دادگاه اعتباری نداشت و جیک هم نمی خواست او را به جایگاه شهود دعوت کند.
در عوض باکلی تهها شاهد معتبر در اختیار داشت - کارمند، وکیل دعاوی، بازرگان و شاید هم کلانتر سابق شهر؛ این ها همه حاضر بودند شهادت بدهند که هرگز چیزی راجع به کارل لی هیلی و ماجرای تجاوز و قتل نشنیده اند و لذا هیچ مانعی بر سر راه انجام یک محاکمه عادلانه وجود ندارد.
از نظر شخصی، جیک ترجیح می داد که محاکمه در شهر کلانتون، در همان ساختمان دادگاه که در آن طرف خیابان قرار داشت و در حضور افرادی که او خوب می شناخت انجام شود. داردسی هایی از این قبیل بسیار خسته کننده و اعصاب خردکن بودند و بی شک وجود یک محیط دوستانه و آشنا، آن هم در چند متری خانه، از هیجانات و فشارهای عصبی می کاست. اگر محاکمه در کلانتون انجام می گرفت، می توانست در فاصله جلسات دادگاه به