از شنیدن این مبلغ عصبانی و در عین حال کنجکاو شده بود. آیا ممکن بود دوباره از وکالت کارل لى عزل شود؟ و اگر کارل لی از قبول وکلای سازمان NAACP سر باز می زد، چطور؟ در آن صورت چه بر سر پول ها می آمد؟ هنوز پنج هفته به شروع محاکمه مانده بود و بنابراین وکلایی که متخصص پرونده های جنایی بودند فرصت کافی برای یورش به کلانتون و در دست گرفتن ابتکار عمل در اختیار داشتند. جیک در مورد این گروه چیزهایی خوانده بود، گروه از شش متخصص وكاشناس پرونده های قتل عمد تشکیل شده بود که به شهرهای مختلف ایلات جنوبی
مردم به آنها گروه مرگ می گفتند. این عده همگی وكلایی بسیار باهوش، بسیار مبرز و کاردان و بسیار باسواد و تحصیل کرده بودند که تمام تلاش خود را بکار می بردند تا اعدام قاتلین سیاه پوست در اتاق های گاز یا بروی صندلی الکتریکی ایالت های جنوبی جلوگیری کنند. آنان تنها دفاع از پرونده های قتل عمد را به عهده می گرفتند وکار حقوقی آنان بسیار درخشان و قابل تحسین بود. سازمان NAACP هدایت کار آنها را به عهده داشت، پول لازم برای انجام وظیفه گروه را تأمین می نمود و برای کمک به آنها، فعالیت تبلیغاتی وسیعی را سازماندهی می کرد. تأکید بر وجود تبعیض نژادی در ایالات جنوبی بهترین و گاهی تنها به وسیله دفاع از متهمین بود. اگر چه این گروه در بیشتر موارد با شکست مواجه می شد، اما از شهرت خوبی برخوردار بود و به هیچ وجه گروهی ضعیف و کم جربزه محسوب نمی شد. تمام پرونده هایی که این گروه به عهده می گرفت عملا غیر قابل دفاع و از دست رفته محسوب می شدند و غالبا تنها دستاورد آنها در این خلاصه می شد که متهم را در انظار و افکار عمومی یک قهرمان مبارزه علیه تبعیض نژادی معرفی کنند تا شاید بتوانند از این طریق از صدور حکم به اتفاق آراء جلوگیری کنند.
***
یک هفته قبل باکلی تقاضای خود را در مورد لزوم معاینه کارل لی توسط روانپزشکان معتمد دادستانی تقدیم کرده
اما نوز این درخواست را رد کرد و از کلانتر خواست تا هیلی را به بیمارستان روانی وایت فیلد برد. جیک