لوسین با تعجب سرش را تکان داد: «تو متواضعترین و کم ادعاترین دکتری هستی که می شناسم.» « و فقیرترین و بی پول ترین آنها.» | « تو باید متکبر و مغرور باشی. هر چه باشد تو یک پزشک متخصص و کارشناس هستی، پس لطفا رفتارت هم مثل یک متخصص باشد، چه کسی در کلانتون میسی سی پی می تواند نظر کارشناسی تو را مورد سوال قرار دهد؟ » « دادستانی هم حتما روانپزشکان معتمد خود را به جایگاه شهود فرا خواهد خواند.» | « بله، به احتمال زیاد یکی از روانپزشکان وایت فیلد را معرفی خواهد کرد. او هم متهم را چند ساعت معاینه نموده و بعد اعلام می کند که در تمام عمرش کسی را که از نظر روانی سالمتر از هیلی باشد ندیده است. برای روانپزشکان وایت فیلد، عدم تسلط بر مشاعر، اصولا پدیده ناشناخته ای است. نتیجه تشخیص آنها برای همه کسانی که به وایت فیلد مراجعه می کنند سلامت کامل است. در وایت فیلد فقط کسانی بستری هستند که کاملا سالمند مگر اینکه مسئولین موسسله به کمک مالی از طرف دولت امیدوار باشند که در این صورت حاضرند نیمی از مردم ایالت میسی سی پی را دیوانه زنجیری معرفی کنند. اگر یک روانپزشک از حقوق بگیران وایت فیلد، بی دلیل و بدون چشم داشت مادی اعلام کند که متهم در لحظه ارتکاب جرم دچار جنون آنی شده، فورا او را اخراج خواهند کرد. بنابراین اصلا نگران نباش.» | « چه دلیلی دارد که هیئت منصفه حرف مرا قبول کند؟» ) « طوری حرف می زنی که انگار هرگز چنین محاکمه ای را ندیده ای.») « من تجربه دو محاکمه مشابه را پشت سر دارم. یادت نمی آید؟ یک مورد تجاوز به عنف و یک مورد قتل. هیچ یک از دو متهم دیوانه نبود. ولی من عکس این واقعیت را ادعا کردم. در هر دو مورد، متهمین محكوم شدند و به پارچمن منتقل گردیدند و حق آنها هم همین بود.» « تو قول دادی که به من کمک کنی. و خودت خوب می دانی که خیلی بیشتر از اینها به من مدیونی. کافی است فقط به موارد طلاقی که من برایت جور کردم فکر کنی.» « در مجموع سه بار، و پس از هر بار طلاق، کاملا ورشکسته و آس و پاس بودم.» « حقت همین بود. بعلاوه، تو راه دیگری نداشتی: یا باید تسلیم خواسته های همسرت می شدی و یا می نشستی و گوش می دادی که چطور بعضی از عادات ناپسندت در محضر دادگاه مطرح می شد.» « بله. می دانم.»