نام کتاب: زمانی برای کشتن
«سال ???? در ممفیس. من در آن سال همراه دکتر کینگ بودم. مارشارفسکی و چند وکیل دیگر، نماینده ی کارگران حمل زباله بودند که در اعتصاب به سر می بردند. او از دکتر کینگ خواست شهر ممفیس را ترک کند، چون به عقیده ی او حضور دکتر کینگ، سفید پوستان را خشمگین و سیاه پوستان را عصیان زده و آشفته می کرد. مارشارفسکی معتقد بود که حضور دکتر مارتین لوتر کینگ از موفقیت کارگران اعتصابی در مذاکره با مقامات شهرداری جلوگیری می کند. بسیار متکبر بود و برخوردی زننده و گستاخانه داشت. به دکتر کینگ ناسزا می گفت، البته در ملأعام. ما در آن زمان حدس می زدیم که مارشارفسکی از شورای شهر پول گرفته است و به کارگران اعتصابی خیانت می کند، و فکر می کنم که حدس ما درست بود.» کارل لی نفس عمیقی کشید و شقیقه هایش را مالش داد. کشیش پیر به سخنانش ادامه داد:« من زندگی شغلی مارشارفسکی را دنبال کرده ام. مشهور است که او عمدتا دفاع از گنگستر ها، دزد ها و سایر جنایتکاران را به عهده می گیرد. موکلین او همگی مجرم و گناهکارند، اما او گاهی موفق می شود در این یا آن مورد، حکم تبرئه ی موکلش را بگیرد. اگر کسی موکلینش را ببیند، فورا متوجه می شود که گناهکارند. به همین دلیل است که من خیلی نگرانم. می ترسم اگر همراه مارشارفسکی در دادگاه حاضر شوید، هیئت منصفه شما را محکوم کند.»| کارل لی سرش را پایین انداخت و آرنج هایش را به زانو تکیه داد. آهسته پرسید: «چه کسی از شما خواسته است به ملاقات من بیایید؟ » با یکی از دوستان قدیمی صحبت کردم.» کی؟» همین که گفتم، یک دوست قدیمی که او هم مثل همه ی ما نگران است.»| «مارشارفسکی بهترین وکیل شهر ممفیس است.» ولی ما اینجا در فورد کانتی هستیم، نه در ممفیس، اینطور نیست؟» او متخصص پرونده های جزایی است.» کارل لی ناگهان از جا بلند شد، کمی در اتاق راه رفت و سپس پشتش را به ایسا یا استریت کرد. استخدام او برایم هیچ خرجی ندارد. من حتی یک سنت هم حق الوكاله نمی دهم.» اگر شما روانه ی سلول مرگ کردند، آن وقت چه فرقی می کند که میزان حق الوكاله چقدر بوده است؟ »

صفحه 372 از 765