نامه را امضا می کرد. او برای موکلین بریگانس تسهیلات خاصی در نظر گرفته بود: پنج درصد از حق الزحمه نقد و بقیه در ظرف یک ماه. جیک هر لحظه که اراده می کرد، می توانست لیروی را از بازداشتگاه بیرون بیاورد، ولی او به وجود لیروی در زندان نیاز داشت، برای اعمال فشار بر کارل لی. متأسفم لیروى، ولی جریان ضمانت هنور کمی وقت می برد.» ولی شما که گفتید آزاد کردن من برایتان هیچ کاری ندارد.»
خانواده ات پول ندارد و من هم که نمی توانم وثیقه را از جیبم بپردازم. خود من هم دوست دارم هر چه زود تر تو را آزاد کنند تا بتوانی کار بکنی و کمی پول جمع کنی. تنها از این طریق است که می توانم حق الوكاله ام را از تو بگیرم.» | لیروی آهی کشید و گفت: «خیلی خب، آقای جیک، لطفا باز هم سعی کنید.» جیک در حالی که لبخند می زد، پرسید: «غذای اینجا خیلی خوب است، مگر نه؟» بد نیست، اما غذا خوردن در خانه بیشتر به من می چسبد.» جیک با لحن مطمئنی گفت: «نترس، میارمت بیرون.»
حال اون کاکاسیاهی که با چاق خط خطی اش کردم چطوره ؟» اطلاعی ندارم. اوزی می گوید که هنوز در بیمارستان بستری است، ولی موس جونیور تاتوم می گوید که مرخص شده و به خانه برگشته. معلوم نیست کی درست می گوید. ولی فکر نمی کنم زخمش خطرناک باشد.» جیک سعی کرد جزئیات این پرونده را به خاطر بیاورد:« آن مرد کی بود؟» رفیق ویلی بود.» کدام ویلی؟» «ویلی هایت.» جیک دوباره به فکر فرو رفت و کوشید تا متن کیفر خواست را به خاطر بیاورد: «ولی آن مردی که تو با چاقو خدمتش رسیدی، اسم دیگری دارد.» کورتیس اسپراولینگ.» یعنی دعوا بر سر فرد دیگری بوده؟ »
«هوم...)
لیروی به دور دست ها خیره شد. لبخندی زد و در رؤیای دور و درازی فرو رفت. چه اهمیتی داشت که احتمالا به بیست سال زندان محکوم می شد؟ او در مبارزه ثابت کرده بود که خیلی مرد است.