«نه، مگر اتفاقی افتاده؟»
اگر برایت تعریف کنم، حتما باور نمی کنی.»
زود باش بگو، جیک!»
کارل لی مرا عزل کرده و حالا یکی از وکلای سرشناس ممفیس را به وكالت انتخاب کرده است.»
را به خود من بگوید. من موضوع را صبح شنبه در روزنامه های ممفیس
خواندم.»
پسره دیوانه شده. چرا یه همچین تصمیمی گرفته؟ حالا کی وکیلش شده؟»
معلومه که می شناسم.»
حالا وکیل این شخص، وکیل مدافع برادر تو شده. کت حق الوکاله ی او را می پردازد. کت روز جمعه از ممفیس به کلانتون آمد و در زندان با کارل لی ملاقات کرد. صبح روز بعد، عکسم در روزنامه های ممفیس چاپ شده بود. من با خواندن این روزنامه فهمیدم که از وکالت کارل لى عزل شده ام.»
نام این وکیل جدید چیست؟ »
بو مارشارفسکی.»
«چیزی بارش هست؟»
«آدم دغلباز و متقلبی است، همیشه در ممفیس دفاع از قاچاقچیان مواد مخدر و تبهکاران را به عهده می گیرد.»