نام کتاب: زمانی برای کشتن
«بله، تلفنی. از اینکه پرونده زیر دست او آمده، نگران هستید؟» «نه، فقط کنجکاوم. اسمش همه جا سر زبان هاست، خیلی مشهور است.» «بله، همینطوره، ولی فکر نمی کنم شما برای بحث در مورد شهرت مارشارفسکی به اینجا آمده باشید.» «نه، من می خواهم در باره ی پرونده ی هیلی مذاکره کنم.» مشخصا در چه موردی می خواهید حرف بزنید؟ » درباره ی دورنمای دادرسی ، امکانات دستیابی به حکم تبرئه، استراتژی های مختلف دفاع از هیلی. آیا کارل لی در لحظه ی ارتکاب جرم واقعا حاکم بر مشاعر خود نبوده؟ و چیزهایی از این قبیل.» شما که تضمین کرده اید او را به اتاق گاز بفرستید. جلوی دوربین تلویزیونی این قول را دادید، فراموش کرده اید؟ بلافاصله بعد از صدور کیفر خواست، در مصاحبه ی مطبوعاتی.» ظاهرا از اینکه رسانه های گروهی دیگر با شما کاری ندارند، خیلی ناراحتید، جیک.» خیالتان کاملا راحت باشد، روفوس. من دیگر از گردونه خارج شده ام. تمام دوربین های تلویزیونی فقط متعلق به شماست - متعلق به شما و مارشارفسکی و دفتر حقوقی سالیوان. هر جور که دلتان می خواهد تئاتر بازی کنید. اگر برای مدت کوتاهی حق شما را ضایع کرده و توجه رسانه ها را به خودم جلب کردم، متأسفم و عذر می خواهم . عذر خواهی شما را می پذیرم، خبر دارید که مارشارفسکی به کلانتون آمده است یا نه؟ » اطلاعی ندارم.» اطلاع داده که این هفته یک مصاحبه ی مطبوعاتی برگزار خواهد کرد.» و شما تشریف آورده اید اینجا تا در این مورد با من حرف بزنید؟ »

صفحه 346 از 765