«اینطور می گفت.»
«خوب، در هر حال اگر می خواهد دفاع از کارل لی را به عهده بگیرد، باید یک توافقنامه ی همکاری با یکی از وکلای محلی ارائه دهد. من از وکلایی که اهل میسی سی پی نیستند تجارب ناخوشایندی دارم، على الخصوص از وکلای اهل ممفیس.»|
بله، عالیجناب»
نوز بسختی نفس می کشید و جیک متوجه شد که وقت خداحافظی با قاضی فرا رسیده است: «عالیجناب، من باید
دید. مواظب مهره های پشتتان باشید.»
جیک تقریبا به در عقبی آن اتاق کوچک رسیده بود که ناگهان در جلویی باز شد و جناب آقای ال. وینستون الاترهاوس و یکی دیگر از وکلای دفتر حقوقی سالیوان وارد اتاق شدند.
لاترهاوس گفت: «آه، سلام جیک. با آقای "کی. پیتر تر" همکار جدید ما آشنا هستید؟»
بریکانس پاسخ داد: «از آشنایی با شما خوشوقتم، کی. پیتر.»
مزاحم هستیم؟» |
«نه، من داشتم می رفتم. قاضی مشغول استراحت دادن به مهره های پشتش است.»
نوز گفت: «بفرمایید بنشینید، آقایان.»
الاترهاوس تشکری کرد و سپس رو به جیک گفت: «راستی جیک، حتما والتر سالیوان به شما اطلاع داده است که دفتر حقوقی ما در ارتباط با پرونده ی هیلی با مارشارفسکی همکاری خواهد کرد.»