نام کتاب: زمانی برای کشتن
«نمی دانم. » یعنی فکر میکنی ممکن است عقیده کارل لی عوض شود. » شاید اگر لستر با او حرف بزند ، این احتمال وجود دارد. واکنشهای سیاهان غالبا غیرقابل پیش بینی است. بخصوص وقتی با مشکلی مواجه می شوند، معلوم نیست چه رفتاری از خود نشان می دهند. البته کارل لی حق الوكاله را چه کسی می پردازد؟ » یکی از دوستان قدیم کارل لی. شخصی به نام کت بر استر. » | این شخص چه جور آدمی است؟ » «بر استر خیلی پولدار است. با قاچاق مواد مخدر و انواع معامله های غیر قانونی پول در می آورد. یک تبهکار تمام عیار است. همیشه از خدمات حقوقی مارشارفسکی استفاده می کند. زوج خیلی خوبی هستند.» کارل لی اینها را به تو گفته؟ » «نه ، کارل لی نمی خواست من چیزی بفهمم. بنابراین از اوزی سوال کردم.» «آیا لستر از این موضوع مطلع است.» هنوز نه.» منظورت چی است؟ نکند قصد داری به لستر تلفن کنی؟ » «خب، راستش را بخواهی، می خواهم همین کار را بکنم. » فکر نمیکنی که این کار تجاوز از حد و حدود متعرف یک وکیل دعاوی است؟ » «نه فکر نمی کنم. این حق لستر است که در جریان امور قرار بگیرد و من ... » در این صورت کارل لی باید به او تلفن کند نه تو. » بله ، کارل لی باید به او خبر می داد. اما مطمئنم که این کار را نمی کند. کارل لی بدون اینکه از عواقب این کار مطلع باشد ، اشتباه بزرگی مرتکب شده است. » این مشکل خودشه، نه مشکل تو. این مساله دیگر به تو ارتباطی ندارد. » کارل لی احساس گناه می کند. و شرمنده تر از آن است که موضوع را به لستر اطلاع دهد، چون می داند برادرش او را شدیدا سرزنش کرده و یک دیوانه زنجیری خواهد خواند.» | و بنابراین فکر میکنی این وظیفه ی توست که در اختلاف خانوادگی آنها دخالت کنی؟ »

صفحه 325 از 765