نام کتاب: زمانی برای کشتن
جنجالی ترین پرونده ی قتل در ایالات جنوبی طی بیست سال گذشته نامیده بود. جیک حاضر بود حتی به طور رایگان - یا تقریبا رایگان - وكالت این متهم را به عهده بگیرد. یک دقیقه بعد به مشاجره میان اتل و خبرنگاران خاتمه داد و با لحنی دوستانه به روزنامه نگاران خوشامد گفت. اتل به اتاق کنفرانس گریخت. یکی از خبرنگاران پرسید: «آیا آمادگی دارید به چند سوال ما پاسخ دهید؟ » متاسفانه این کار برای من میسر نیست. باید به حضور قاضی نوز برسم.» | فقط یک یا دو سوال.» | خیر، متاسفم. ولی امروز ساعت سه بعداز ظهر یک مصاحبه ی مطبوعاتی تشکیل خواهم داد.» جیک از دفتر خارج شد و خبرنگاران نیز به تعقیب او پرداختند. این کنفرانس مطبوعاتی در کجا تشکیل خواهد شد؟ » در دفتر من.» هدف از این کنفرانس چیست؟» | هدف از کنفرانس، گفتگو دربارهی پروندهی آقای هیلی است.» جیک به آرامی از خیابان گذشت و به در ساختمان دادگاه نزدیک شد. در حین راه رفتن به سوالات خبرنگاران پاسخ می داد. «آیا آقای هیلی در این کنفرانس مطبوعاتی حضور خواهد داشت؟» بله، همراه خانواده اش.» «آیا تونیا هیلی هم حضور خواهد داشت؟ » «بله» «آیا آقای هیلی شخصا اطلاعاتی در اختیار ما قرار خواهد داد؟ » «شاید، هنوز در این مورد تصمیمی نگرفته ام.» جیک از همراهانش خداحافظی کرد و وارد ساختمان دادگاه شد. خبرنگاران همانجا ماندند و با هیجان درباره ی کنفرانس مطبوعاتی بعداز ظهر آن روز به گفتگو پرداختند. با کلی از در جلوی ساختمان و بدون هیچگونه سروصدایی وارد دادگاه شد. امیدوار بود روی پله های دادگاه با چند دوربین فیلمبرداری مواجه شود، ولی متاسفانه متوجه شد که خبرنگاران جلوی در پشتی ساختمان

صفحه 292 از 765