نام کتاب: زمانی برای کشتن
ساعت پنج صبح روز چهارشنبه، جیک در دفترش نشسته بود و قهوه می خورد و از درگاه ایران به میدان شهر که هنوز تاریک بود، نگاه می کرد. شب را بد خوابیده بود و دو ساعت پیش از رختخواب گرم بیرون آمده بود تا در کتب مرجع، یک مورد مسبوق به سابقهی حقوقی را که از دوران دانشجویی به خاطرش مانده بود و به ایالت جورجیا مربوط می شد، جستجو کند. در آن زمان، قاضی مربوطه رای داده بود که در پرونده های مربوط به قتل نیز باید قرار وثیقه صادر کرد، به شرط آنکه متهم سوء سابقه نداشته باشد، در کانتی خود دارای زمین و خانه باشد، کار ثابت، دستمزد معین و در نزدیکی محل سکونت خود خویشاوندان زیادی داشته باشد. جیک در هیچ جا اثری از این مورد حقوقی پیدا نکرد. در عوض موارد کیفری کاملا صریح زیادی یافت که همگی تصمیم در مورد قبول یا رد قرار وثیقه را به تشخیص و صلاحدید قاضی واگذار کرده بودند. نص صریح قانون هم همین بود و جیک این را بخوبی می دانست. اما از طرف دیگر او به یک مستمسک قانونی نیاز داشت تا بتواند در خواست قرار وثیقه برای کارل لی هیلی را مشابه و مسبوق به سابقه را دربارهی رد درخواست وثیقه بر می شمارد. نوز، لبخند به لب، با حوصله تمام به

صفحه 288 از 765