تونیا در اتاق کوچک رختکن لباس هایش را درآورد و روی تخت معاینه نشست. مادرش او را در آغوش گرفت تا سرما نخورد. دکتر داخل دهانش را نگاه کرد و استخوان های فکش را معاینه نمود. بعد، ابتدا مچهای دست و سپس قوزک های پا را با دقت معاینه کرد و در آخر از تونیا خواست تا روی تخت دراز بکشد. وقتی که دکتر خواست تونیا را معاینه کند، دخترک ناله ای کشید و محکم به مادرش چسبید.
درد تونیا دوباره شدت گرفته بود.