ارتکاب جرم به هیچ وجه دیوانه نبوده ای. ما اعتراض می کنیم، باکلی پیشنهاد می دهد، و جلسات بازجویی از کارشناسان تشکیل خواهد شد و خیلی چیزهای دیگر .»
«راهی وجود ندارد که محاکمه زودتر شروع شود؟»
ما اصلا مایل نیستیم که دادرسی زودتر شروع شود؟» کارل لی پرسید: «ما؟ و اگر من مایل باشم محاکمه زودتر شروع شود چطور؟ » جیک به موکلش نگاه کرد و گفت: «چی شده کارل لی؟ مسئله چیست؟ » من می خواهم از اینجا بیرون بروم، آن هم هر چه زودتر .» فکر می کردم اینجا به تو خوش می گذرد.»
این زندان چندان بد نیست، ولی من باید به خانه برگردم. گوان به پول احتیاج دارد و کاری هم گیرش نیامده. الستر با همسرش دردسر پیدا کرده، زنش روزی ده بار زنگ می زند. لستر حتما به همین زودی به شیکاگو برمی گردد و من هم اصلا دوست ندارم دست کمک به طرف خویشاوندانم دراز کنم.» | ولی آنها حاضرند به شما کمک کنند، اینطور نیست؟» چند نفری از آنها؛ آنهم شاید. خود آنها هم مشکلات زیادی دارند. جیک، خواهش می کنم مرا از اینجا بیرون
بیاور.»
فردا ساعت نه متن کیفرخواست قرائت خواهد شد و محاکمه هم روز ?? ژوئیه آغاز خواهد گردید، اوضاع اینطور است. واقعیت ها را بپذیر و خودت را آزار نده. چگونگی قرائت كیفرخواست را برایت گفته ام؟» کارل لی سری تکان داد.
تمام داستان بیست دقیقه هم طول نخواهد کشید. ما در سالن دادگاه به حضور قاضی نوز خواهیم رسید. توز اول از تو و بعد هم از من سوالاتی خواهد کرد و سپس متن کیفرخواست را با صدای بلند قرائت خواهد کرد و خواهد پرسید که آیا رونوشت از متن کیفرخواست به دست تو هم رسیده است یا نه. بعد خواهد پرسید که خود را گناهکار می دانی یا بی گناه. وقتی که تو گفتی بی گناه، تاریخ شروع دادرسی را اعلام خواهد کرد. بعد از آن می توانی بنشینی. سپس من و باکلی بر سر قرار وثیقه با هم یک دعوای لفظی خواهیم داشت. نوز پیشنهاد آزادی به قید وثیقه را رد می کند و دستور خواهد داد که تا زمان دادرسی در زندان بمانی.»