نام کتاب: زمانی برای کشتن
تعظیم کنند . از آنجا که هیچکس حاضر نیست راجع به مصاحبه اش حرفی بزند، سعی می کند در هر گفتگویی موضوع مصاحبه را به میان بکشد. باکلی مثل کودک خردسالی است که نیاز به توجه بیش از حد دارد.» مواظب حرف زدنت باش. شاید با کلی فرماندار آینده ی ما باشد.» اگر پرونده هیلی را ببازد، باید فکر فرماندار شدن را از مغزش خارج کند، و من قول می دهم که باکلی این پرونده را خواهد باخت. جیک، ما یک هیئت منصفه خیلی خوب جور می کنیم؛ دوازده شهروند محترم و نجیب. بعد هم به آنها رشوه می دهیم و آنها را می خریم.» این حرفت را نشنیده می گیرم.» این روش همیشه کارساز است.» چند دقیقه از ساعت ده و نیم گذشته بود که جیک به دفتری که در پشت سالن دادگاه قرار داشت رسید و با باکلی، ماسگراو و ایکاباد که منتظر او بودند دست داد. نوز با حرکت دست او را دعوت به نشستن کرد و خود در پشت میز کارش مستقر گردید. قاضی در حالی که از بالای بینی درازش به جمع حاضرین نگاه می کرد گفت: «خیلی طول نمی کشد، جیک. من در نظر دارم كیفرخواست علیه کارل لی هیلی را فردا ساعت نه صبح قرائت کنم. آیا این وقت برای شما مناسب است؟ » جیک گفت: «بله، موافقم.» بعد از آن چند کیفرخواست دیگر قرائت می شود و در ساعت ده محاکمه ای را که مربوط به سرقت است، شروع می کنیم. موافقید، روفوس؟» «بله آقا.» بسیار خوب، پس حالا در مورد تاریخ محاکمه هیلی مذاکره می کنیم. دوره بعدی دادرسی در اینجا، در اواخر ماه اوت، یعنی دقیقا در سومین دوشنبه این ماه آغاز خواهد شد و فهرست پرونده های دوره بعد هم قطعا از

صفحه 279 از 765