نام کتاب: زمانی برای کشتن
مردم و به پرچم اعلان جنگ میان سفید و سیاه تبدیل شده و خیابان های کلانتون به ستاد جذب نیرو های جدید به صفوف کلان بدل گشته است. «آقای کاب، آیا شما می توانید نام و آدرس خود این کاکاسیاه، اعضای خانواده ی او، وکیل مدافع، قاضی و اعضای هیئت منصفه را در اختیار ما قرار دهید؟» كاب فکری کرد و گفت: «بله، البته به استثنای هیئت منصفه، چون اعضای این هیئت هنوز انتخاب نشده اند.» کی می توانید ترکیب اعضای هیئت منصفه را به ما اطلاع دهید؟ » نمی دانم، لابد وقتی که محاکمه شروع شد. مگر قصد دارید اقدامی انجام دهید؟» | «شاید، یا بهتر است بگویم به احتمال بسیار زیاد. این اوضاع فرصت خوبی است برای نشان دادن قدرت کلان.) فردی کاب با امیدواری پرسید: «آیا من هم می توانم کمکی بکنم؟» «بله، اما برای این کار باید عضو بشوید.»| در شهر ما سال هاست که گروه محلی کلان از بین رفته. آن وقت ها، یعنی سال ها پیش، پدربزرگم عضو کلان بود.» منظورتان این است که پدربزرگ مقتول، عضو کوکلوکس کلان بوده است؟ » کاب با افتخار گفت: «بله.» پس در این صورت ما موظف به اقدام هستیم.» سیسون و رفقایش با حرارت سر تکان دادند، سوگند خوردند که انتقام خون بیلی ری را خواهند گرفت و به کاب گفتند: «اگر بتوانید پنج یا شش نفر از آشنایان را پیدا کنید که همفکر شما بوده و مانند شما انگیزه ی قوی داشته باشند، در این صورت در جنگل های فورد کانتی یک مراسم سری برگذار خواهیم کرد که طی آن علاوه بر آتش زدن صلیب، مراسم آیینی ویژه ای نیز اجرا خواهد گردید. پس از اجرای مراسم، شما را به عضویت کوکلوکس کلان مفتخر خواهیم کرد. سپس شما می توانید گروه محل کلان را در کانتی خود سازماندهی کنید. ما در شهر شما اجتماع خواهیم کرد و محاکمه ی کارل لی هیلی را به نمایش عظیم و پر و سر و صدایی تبدیل خواهیم نمود. ما چنان هرج و مرجی به راه خواهیم انداخت که هیچ هیئت منصفه ی عاقلی جرئت تبرئه ی آن کاکاسیاه را ندشته باشد؛ و اگر شما کسان دیگری را هم پیدا کنید که خواستار عضویت در کلان باشند، شما را به ریاست شعبه ی فورد کانتی منصوب خواهیم کرد.»

صفحه 272 از 765