یکی از سفید پوستان گفت: «من بدین وسیله علیه متهم تقاضای صدور کیفرخواست می کنم.» و یکی دیگر از سفید پوستان اضافه کرد: «و من هم از این پیشنهاد حمایت می کنم.» خانم گاست گفت: «هر کس موافق این پیشنهاد است، لطفا دست خود را بلند کند. دوازده رای مثبت، برای کنترل، مخالفین دست خود را بلند کنند. پنج رای به اضافه رای خود من. نتیجه آراء دوازده رای مثبت و شش رای منفی. این نتیجه چه معنایی دارد؟ » باکلی با افتخار گفت: «یعنی اینکه علیه آقای هیلی کیفرخواست صادر خواهد شد.» تنفس او اکنون دوباره منظم شده و خون مجددا به چهره اش باز گشته بود. پس از چند پچ پچ در گوشی با یکی از خ انم های منشی، خطاب به هیئت منصفه گفت: «پیشنهاد ده دقیقه تنفس می کنم. هنوز چهار مورد دیگر در پیش داریم. بنابراین جای دوری نروید. بعلاوه باید یکی از تذکرات قاضی را به شما یادآور کنم؛ بحث های انجام شده در اینجا باید کاملا محرمانه بماند. در خارج از این اتاق هیچکس حق ندارد در این مورد حرفی بزند ...»
کراول سخنان دادستان ناحیه را قطع کرد و گفت: «منظور آقای باکلی این است که ما حق نداریم این واقعیت را فاش کنیم که تنها یک رای دیگر کافی بود تا از صدور کیفرخواست علیه کارل لی هیلی جلوگیری شود. این نکته اصلی است که آقای دادستان بر محرمانه ماندن آن تاکید دارد. درست می گویم، آقای باکلی؟» روفوس از اتاق بیرون رفت و در را محکم پشت سرش بست.
باکلی بر روی پله های جلوی ساختمان دادگاه ایستاده بود و رو نوشت کیفرخواست صادره را در دست داشت. دهها خبرنگار و فیلم بردار او را محاصره کرده بودند. باکلی نطق غرا اما طویلی را شروع کرد، موعظه کرد، درس اخلاق داد، به تمجید از دادگاه بزرگ هیئت منصفه پرداخت، جنایتکاران و کسانی که اجرای عدالت را شخصا بدست می گیرند را مورد حمله قرار داد. کارل لی هیلی را محکوم کرد درخواست کرد هرچه زودتر محاکمه را آغاز کنند و هر چه زودتر هیئت منصفه را انتخاب و تحلیف نمایند. اطمینان داد که مجرم حتما محکوم خواهد شد. باکلی با نخوت و تکبر، خواخواهانه و با لحنی تحقیر آمیز سخن گفت. حقیقت ذات خود را برملا کرد و تمام خصوصیات زشتی را که مشخصه روفوس باکلی واقعی بودند، آشکار ساخت. عده ای از