نام کتاب: زمانی برای کشتن
با کلی دوباره روی صندلی نشست و ناباورانه پلکهایش را بهم زد. هزار فکر به مغزش هجوم آورد: کراول عامل زرنگتر از آن بود که بتواند یک عضو عادی هیئت منصفه باشد. شاید برای این کارش پول گرفته بود. این مرد زیاد از حد می دانست. بله، درست است، هیئت منصفه می توانست علیه هر کسی اقامه دعوا کند. کراول دوباره به طرف پنجره رفت. همه به او نگاه می کردند، ولی او ساکت بود. هیلی آن دو نفر را به قتل رسانده است؟» | اوزی در حالی که به کراول خیره شده بود، گفت: «بله، مطمئنم.» آقای فردی که معلوم بود احترام بسیار زیادی برای کلانتر قائل است گفت: «باید او را متهم به چه جرمی بکنیم؟ » به جرم قتل عمد در دو مورد و ایراد جرح منجر به قطع عضو.» «بارنی فلاگز»، یکی دیگر از سیاه پوستان عضو هیئت پرسید: «مجازات این جرمها چیست؟ » مجازات قتل عمد، اعدام در اتاق گاز است و مجازات ایراد جرح منتهی به نقض عضو در مورد یک مامور فلاگز دوباره پرسید: «و شما موافق چنین کیفر خواستی هستید، اوزی؟» «بله بارنی، من معتقدم که هیئت منصفه باید علیه آقای هیلی کیفر خواست صادر کند. من این کار را درست می دانم.» باکلی پرسید: «سوال دیگری هست؟ » کراول از پنجره فاصله گرفت و گفت: «اینقدر عجله نکنید. به نظر من شما در مورد این پرونده عجله بیش از حد به خرج می دهید. آقای باکلی، من از این شتاب شما خوشم نمی آید. ترجیح می دهم مورد را به تفصیل مورد بحث قرار دهیم. بفرمایید بنشینید اگر به مشورتتان نیازی بود، به شما اطلاع خواهیم داد.»

صفحه 263 از 765