ایرنهارت پاسخ داد: «خیر، بار اول است که نقض قانون کرد.» باکلی با تحسین گفت: «سوال خوبی مطرح کردید. همیشه در این مورد تحقیق کنید، چون اگر پرونده مربوط به یک فرد سابقه دار باشد، احتمالا باید تحت عنوان مجرم با سابقه تحت تعقیب قرار گیرد. سوال دیگری ندارید؟ نه؟ بسیار خوب، اکنون باید یکی از شما رسما علیه فدیسون بولو اعلام جرم کند.»
سکوت حکمفرما بود نگاه هجده نفر اعضای هیئت منصفه به سقف اتاق خیره شده بود. همه منتظر بودند که یکی از آنها، تقاضای مورد نظر را مطرح کند. سکوت ادامه داشت. با کلی با خود گفت: «تو را به خدا نگاه کن! چه هیئت منصفه نازک نارنجی مکش مرگ مایی! همه آدم های خجالتی و کمرویی هستند که از اظهار نظر می ترسند. یک مشت آدم های لیبرال. چرا یک هیئت منصفه سختگیر و بدجنس گیر من نمی آید که حاضر باشد علیه همه متهمین اقامه دعوا کند؟»
همه م
خانم گاست، بهتر نیست به عنوان رئیس هیئت این تقاضا را مطرح کنید؟ » خانم سیاه پوست گفت: «ین وسیله تقاضای صدور کیفر خواست می کنم.» باکلی گفت: «متشکرم، و حالا در مورد این تقاضا رای می گیریم. کسانی که موافقند علیه فدیسون بولو به اتهام دستبرد به فروشگاه و سرقت اموال اعلام جرم کند، دست های خود را بلند کند.» هجده دست بلند شد و باکلی نفس راحتی کشید.
رئیس پلیس کاراوی چهار پرونده دیگر را هم معرفی کرد که مربوط به افرادی نظیر بولو بودند. در هر چهار مورد هیئت منصفه به اتفاق آرا علیه متهم اعلام جرم نمود. با کلی تدریجا اعضای هیئت منصفه را متوجه اصل مطلب و نوع مسئولیت آنها نمود و کاری کرد که آنان سنگینی بار مسئولیت و دشواری اعمال عدالت را احساس کنند. آنها نیز به نوبه خود به تدریج بر تردیدها و کمرویی اولیه فایق آمدند و کنجکاوتر شدند. آیا متهم سابقه دار است؟ » به خاطر ارتکاب این جرم چند سال باید در زندان بماند؟»