نام کتاب: زمانی برای کشتن
چند نفر از خانمها و آقایان خندیدند، اما هیچکس دست خود را بلند نکرد. افراد بالای شصت و پنج سال در هیئت منصفه معاف بودند. نوز با معافیت افراد معذور به دلایل مرسوم مانند بیماری، شرایط اضطراری و فشار روانی موافقت می کرد، اما معمولا همیشه با معافیت به دلایل اقتصادی مخالفت می نمود. بعضی از کاندیدها بهانه آوردند که عضویت چند روزه در هیئت منصفه، به مزرعه، فروشگاه و یا کارگاه چوب بری آنها زیان های غیرقابل جبرانی وارد خواهد کرد. اما قاضی بر موضع خود پافشاری کرد و به مناسبت طرح این نوع بهانه های سطحی، سخنرانی غرانی در مورد وظایف مدنی شهروندان ایراد نمود. طبق مقررات، هجده نفر از مجموع نود نفر مدعوین، به عنوان هیئت منصفه محاکم دادرسی در آماده باش بسر می بردند. پس از آنکه نوز تمام سوالات را مطرح کرد، منشی جلسه هجده ورقه از درون یک جعبه بیرون کشید و آنها را جلوی قاضی گذاشت و او نیز اسامی کسانی را که نام آنها بر روی این اوراق نوشته شده بود، اعلام نمود. افراد هیئت منصفه جدید، یکی پس از دیگری از جا بر می خواستند، از دری که در نرده چوبی تعبیه شده بود به قسمت جلوی سالن می رفتند و در مبل های راحت مخصوص هیئت منصفه می نشستند. در مجموع چهارده صندلی مبله وجود داشت. دوازده صندلی برای اعضای اصلی و دو صندلی برای اعضای علی البدل .نوز پس از قرائت اسامی چهارده نفر اول، چهار نفر دیگر را نام برد و این چهار نفر مجبور بودند بر روی صندلی های چوبی ساده ای در جلوی هیئت منصفه بنشینند. آنگاه نوز اظهار داشت: «لطفا به منظور ادای سوگند، از جای خود برخیزید.» خانم خدمتکار دادگاه در جلوی هیئت منصفه ایستاد و فرمول مربوطه را از کتاب کوچکی که در آن انواع سوگندها به چاپ رسیده بود، قرائت کرد: «دست راست خود را بلند کرده و در حضور خداوند سوگند یاد کنید که وظایف خود را در مقام اعضای هیئت منصفه از روی وجدان بیدار انجام دهید و در مورد تمام پرونده هایی که در حضور شما مطرح می شود، کمال انصاف و عدالت را رعایت کنید.»

صفحه 254 از 765