بزودی ارتقاء درجه یابد و در جمع شرکای دفتر سالیوان پذیرفته شود و به همین دلیل در سال گذشته در ارتباط با تیغ زدن مشتریان یکی از فعال ترین وکلای دفتر بود. لاتر هاوس با افاده ای محسوس در کنار دو نفر از وکلای دفتر سالیوان نشسته بود و هفت پرونده زیر بغل داشت. هفت پرونده که هر یک از آنها صد دلار در ساعت برای دفتر سالیوان درآمد داشت. نوز، که پرونده های جزایی را تمام کرده بود، به پرونده های مدنی پرداخت : « شاکی: کالینز، متهم: شرکت بیمه رویال کانسلیدیند جنرال» لاترهاوس با تأنی بسیار از جا برخاست. همین چند ثانیه تاخیر هم مهم بود. دقایق از ثانیه ها و ساعت ها از دقایق تشکیل می شوند، و هر ساعت اضافی به معنای حق الزحمه بیشتر، پیش پرداخت بیشتر، پاداش و شراکت در دفتر حقوقی سالیوان بود.
«عالیجناب، روز چهارشنبه هفته آینده قرار است به این پرونده رسیدگی شود.» قاضی نوز پاسخ داد: «بله، می دانم.»
بله، عالیجناب، عرض کنم که ... فکر می کنم اجبارا باید درخواست تعویق این جلسه را مطرح کنم. تقویم کاری اینجانب این تعویق را به من تحمیل می کند. در روز چهارشنبه مورد نظر، حضور بنده در دادگاه فدرال شهر ممفیس ضروری است. در آنجا پرونده ای در دست رسیدگی دارم و قاضی مربوطه حاضر به تغییر تاریخ جلسه نشده است. خیلی متاسفم، من امروز صبح در مورد تعویق جلسه، یک درخواست کتبی تقدیم کردم.» | گاردنر، وکیل مدافع شاکی، با عصبانیت از جا پرید: «عالجناب، بررسی این پرونده تاکنون بارها به تعویق افتاده است. آقای لاترهاوس در ماه فوریه، در گذشت یکی از بستگان همسرش را بهانه کرد. در ماه نوامبر سال قبل، یکی از عموهای ایشان فوت کرد و در ماه اوت گذشته، همزمان با جلسه رسیدگی، مراسم تشییع جنازه ای برگزار می شد. باید شکر گذار باشیم که این بار لااقل کسی جان خود را از دست نداده است.»