کتاب های جلد قرمز بر روی آن گذاشته بودند نشسته بود و به ایکاباد نگاه می کرد. قاضی قبای قضاوتش را صاف کرد، عینک را روی دماغ درازش جابجا نمود و به اطراف نظری افکند.|
با صدای نازکش گفت: «صبح بخیر.» سپس میکروفون را جلوتر کشید و سینه اش را صاف کرد: از افتتاح دوره جدید دادرسی در فورد کانتی خوشوقت و مسرورم. اینطور که پیداست، اکثریت وکلای دعاوی فرصت حضور در دادگاه را پیدا کرده اند. مطابق معمول از منشی جلسه درخواست می کنم اسامی غایبین را یادداشت کند تا من بتوانم مراتب کار را به اطلاع آنان برسانم. همچنین تعداد زیادی از اعضای آتی هیئت منصفه به دادگاه آمده اند، که من بدین وسیله از حضور آنان تشکر می کنم. البته این عده موظف به حضور در اینجا هستند و راه دیگری ندارند، اما مایلم یادآور شوم که حضور آنان حائز اهمیت بسیار است. امروز ما نه تنها ترکیب هیئت منصفه دادگاه بزرگ را مشخص خواهیم کرد، بلکه هیئت های دیگری را هم برای محاکمان این هفته و هفته آینده انتخاب خواهیم نمود.
فی
فهرست پرونده هایی که باید مورد بررسی قرار گیرند، در اختیار آقایان وکلا قرار گرفته است و مطمئنم که آنها هم با من هم عقیده اند که کار زیادی در انتظار ماست. آن طور که در تقویم من یادداشت شده، طی دو هفته آینده، روزی حداقل دو پرونده مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. البته تا آنجا که اطلاع دارم، در مورد بعضی از موارد کیفری، توافقات و ساز شهایی در خارج از دادگاه حاصل شده که این نوع موارد تراضی، طبیعتا از برنامه کار دادگاه حذف خواهد شد. به هر حال، دادرسی ها و محاکمات زیادی در پیش است و من از هیئت وكلاء هم دادستانی و هم وکلای مدافع تقاضای همکاری سازنده با دادگاه را دارم. پس از آنکه دادگاه بزرگ هیئت منصفه تشکیل شد و کیفر خواست رسمی صادر نمود، من زمان بازجویی ها را معین خواهم کرد. اکنون به فهرست محاکمه ها می پردازیم، ابتدا موارد جزایی و سپس موارد مدنی. در پایان این مرحله و هنگامی که ما به انتخاب هیئت منصفه می پردازیم، آقایان وکلا می توانند سالن را ترک کنند.