نام کتاب: زمانی برای کشتن
ترتیب نوز، سناتور اسبق، تبدیل به عالیجناب نوز، قاضی ناحیه شد. نوز در سال ???? و سپس در سال های ???? و ???? مجددا در سمت خود ابقا گردید. الحب دوری اجباری از مرکز قدرت سیاسی، گرچه باعث تحقیرش شد، اما در عوض او را متحول و وجدانش را بیدار کرد. با تواضع و نیت خیر به امور حقوقی و دادگستری روی آورد و بعد از سر گذاشتن یک دوره کوتاه مقدماتی که پر از ندانم کاری و عدم قاطعیت بود، به شغل جدید خود عادت کرد. شصت هزار دلار در سال حقوق می گرفت و بنابراین به اندازه کافی قدرت مالی داشت که بتواند شرافتمند و درستکار بماند. اکنون در سن شصت و سه سالگی، یک قاضی هوشمند و توانا محسوب می شد و مورد احترام اکثر وكلای دعاوی و دادگاه عالی می سی سی پی بود که تقریبا همیشه آراء صادره توسط او را مورد تایید قرار می داد. او مردی آرام و خوش اخلاق، پر حوصله و سختگیر بود. قاضی نوز دارای بینی بزرگ و بسیار دراز و نوک تیز بود. نوک این بینی جایگاه دایمی عینک هشت گوشه ای بود که نوز همیشه بر چشم می گذاشت و هیچ وقت هم از آن استفاده واقعی نمی کرد. بینی بزرگ، اندام تکیده، موهای خاکستری ژولیده که وکلای دعاوی غالبا بیخ گوش یکدیگر تکرار می کردند. ایکاباد، ایکاباد نوز، عالیجناب ایکاباد نوز . نوز بر صندلی قاضی جلوس کرد و تمام حاضرین برخاستند. اوزی یک تذکر قانونی نامفهموم و غیر قابل درک را که ذکر آن به لحاظ قانونی برای افتتاح دوره جدید دادرسی در حوضه قضایی فورد کانتی ضروری بود، قرائت کرد. واعظی از کلیسای شهر، دعایی طولانی خواند، سپس تمام حضار بر جای خود نشستند. هیئت منصفه آتی در یک سوی سالن دادگاه منتظر نشسته بود و در سوی دیگر متهمین، وکلای مدافع و شاکیان خصوصی، خویشاوندان، دوستان، خبرنگاران و افراد کنجکاو انتظار می کشیدند. نوز از تمام دادستانها و وکلای مجاز به کار در کانتی خواسته بود تا در آغاز کار دوره دادرسی حاضر باشند. اعضای دادستانی و وکلا با لباس رسمی بر روی نیمکت های محل هیئت منصفه نشسته بودند و ژست می گرفتند. باکلی و دستیارش «دی . آر. ماسگراو» پشت میز نشسته بودند و ایالت می سی سی پی را نمایندگی می کردند. جیک پشت میز درازی که

صفحه 248 از 765