است اما به با جدیت تلاش می کنیم؛ ولی شما همچنان با انگشت ما را نشان می دهید و به تحقیر و انتقاد از ما ادامه میدهید.»|
من قصد ندارم نبرد گتیسبورگ "را از نو براه بیاندازم.»
معذرت می خواهم. می پرسید برای دفاع از متهم چه سیاستی را در پیش خواهم گرفت؟ خب راستش هنوز نمی دانم هنوز برای تصمیم گیری درباره ی یک سیاست خاص، زود است. باید صبر کنم تا کیفر خواست رسمی علیه موکلم صادر شود.»
مگر در این مورد شکی دارید؟ »
بهتر است صبر کنیم. این مصاحبه چه روزی در روزنامه شما چاپ خواهد شد؟ »
شاید روز یکشنبه.» |
«خب، زیاد هم فرقی نمی کند. در اینجا به هر حال کسی روزنامه ی شما را نمی خواند. نه؛ شکی ندارم که علیه موکل من کیفر خواست رسمی صادر خواهد شد.»
مک کیتریک به ساعتش نگاه کرد و جیک ضبط صوتش را خاموش کرد.
خبرنگار به جیک گفت: « من قصد اذیت کردن شما را ندارم. چطور است به کافه ای برویم، آبجویی بنوشیم و بحث را ادامه بدهیم؟ »
پیش خودتان بماند؛ من نوشابه الكلی نمی خورم، ولی دعوت شما را می پذیرم.»