«چون شما خبرنگار هستید و برای روزنامه ای که در نیویورک منتشر می شود کار می کنید ... شما در پی تهیه یک داستان جنجالی و پر سر و صدا هستید و به احتمال زیاد می خواهید یک مقاله ی فریبنده و به ظاهر اخلاقی بنویسید و همه ی ما را یک مشت ردنک بیسواد جا بزنید.»
شما اشتباه می کنید و اول از همه، باید بگویم من تگزاسی هستم.»
دفتر روزنامه شما در نیویورک است.»
ولی من خودم را یک فرد جنوبی می دانم.»
چند سال است که در شمال کار می کنید.»
«بیست سال.» |
جیک لبخندی زد و سری تکان داد. پیام پنهانی و نگفته او چنین بود: بیست سال، زمان بسیار زیادی است.
و به علاوه، من در یک روزنامه جنجالی کار نمی کنم.»
بزودی معلوم خواهد شد. محاکمه تازه چند ماه دیگر شروع می شود، بنابراین ما وقت کافی برای خواندن مقاله های شما خواهیم داشت.»
بسیار خوب.»
جیک ضبط صوت خود را روشن کرد و مک کیتریک هم تکمه ی ضبط دستگاه خود را فشار داد. «آیا به عقیده ی شما یک محاکمه عادلانه و منصفانه در انتظار کارل لی هیلی است؟ »