نام کتاب: زمانی برای کشتن
صورتحساب بریگانس هفتاد و یک سنت بیشتر از حساب اتکاویج بود. و از آنجا که هر دو یک غذا سفارش داده بودن، کلود مورد بازجویی قرار گرفت. ولی از نظر کلود مسأله روشن بود؛ آشپز یک تکه دنده اضافی در بشقاب جیک گذاشته بود. *** مک کیتریک مردی دوست داشتنی و روزنامه نگاری دقیق بود. روز چهارشنبه به کلانتون آمده بود تا در مورد پر سر و صدا ترین قتلی که در آن روزها رخ داده بود، گزارش تهیه کند. با اوزی و موس حرف زده بود و آنها توصیه کرده بودند که بهتر است با جیک مصاحبه کند. با بولارد هم از پشت در بسته حرف زده بود و قاضی هم آدرس جیک را به او داده بود. با گوان و لستر هم صحبت کرده بود، اما اجازه دیدن تونیا را به او نداده بودند. به کافه تریا، چایخانه، آبجو فروشی هیوز "آنز سالن سر زده بود. با همسر سابق ویلارد و مادر او هم صحبت مختصری کرده بود، اما خانم کاب او را به حضور نپذیرفته بود، چون دیگر تاب دیدن خبرنگاران را نداشت. یکی از برادران کاب حاضر شده بود در ازای دریافت حق الزحمه اطلاعاتی به او بدهد، اما مک کیتریک این پیشنهاد را نپذیرفته بود. او به کارخانه کاغذ سازی رفت و با همکاران کارل لى مصاحبه نمود و سپس به "اسمیث فیلد" رفت تا از دادستان منطقه اطلاعاتی بگیرد. خبرنگار نیویورک تایمز می خواست یکی کیتیریک اهل تگزاس بود و هر وقت اوضاع را مقتضی می دید، می توانست به صدایش لهجه مخصوص تگزاس را بدهد و همین لهجه، روی مردم بومی شهر تاثیر مثبتی داشت و باعث می شد که حرفهای خصوص تری را با او در میان بگذارند. گذشته از این، داشتن لهجه باعث می شد تا میان او

صفحه 226 از 765