نام کتاب: زمانی برای کشتن
جیک و اتکاویج در عرض پانزده دقیقه بشقاب هایشان را خالی کردند، به پشت صندلی لم دادند، منتظر داد و بیداد کلود نشستند و در حالی که انگشتای خود را می لیسیدند، به تمجید از گوشت ترد کباب دنده پرداختند. اتکاویج پرسید: « این پرونده شما را مشهور می کند، اینطور نیست؟ » امید وارم، اما پول چندانی گیرم نمی آید.» جدی می گویم جیک، این مورد باعث رونق دفتر شما می شود. درست است؟» «بله البته. اگر محکمه را ببرم، سیل موکلین به سویم سرازیر خواهد شد و در اینصورت می توانم موکلین و پرونده های مطلوب و دلخواهی انتخاب کنم.» و از نظر مالی چطور؟» تورم می افتد. شکی نیست که پرونده های بیشتری به من ارجاع می شود و امکان انتخاب میان آنها، بمعنای درآمد بیشتر با حق الوكاله ی بیشتر است. در آن صورت دیگر لازم نیست در مورد هزینه های جاری نگران باشم.» حتما حالا هم از این بابت نگرانی ندارید.» می دانید استان، همه ما که وضع مالی خیلی خوبی نداریم. تیتر دکترایی که امروزه دانشگاهها بعد از پایان دوره حقوق به آدم می دهند ارزش سابق را ندارد تعداد فارغ التحصیلان رشته حقوق بیشتر از حد نیاز است. در همه جا، حتی در همین شهر کوچک کلانتون رقابت بسیار شدیدی جریان دارد؛ در

صفحه 223 از 765