کلود چشمانش را در حدقه چرخی داد و زیر لب حرفهای نامفهومی زد و دور شد.
یکی از آن دو نفر متوجه حضور جیک شد چند بار نگاهش کرد و بالاخره از جا برخواست و به سر میز او رفت: « شما آقای جیک بریگانس وکیل آقای هیلی هستید؟ »
«بله، شما کی هستید؟ »
«"راجر مک کیتریک" از روزنامه نیویورک تایمز»
جیک تصمیم گرفت برخورد دوستانه ای در پیش گیرد. لبخند دوستانه ای زد و گفت: «از آشنایی با
شما خوشوقتم
من در مورد پرونده هیلی خبر و گزارش تهیه می کنم و مایلم با شما صحبت کنم، هرچه زودتر
بهتر .»
«خب امروز جمعه است و من عصرهای جمعه کار زیادی ندارم.»
عالی است.» |
ساعت چهار خوب است؟ »
موافقم.» مک کیتریک کلود را دید که داشت از آشپزخانه بیرون می آمد و با عجله گفت: «تا بعد از
ظهر.»
کلود فریاد زد: « خیلی خوب داداش ! وقت تمومه، صورتحساب رو بده و بزن به چاک.»