نام کتاب: زمانی برای کشتن
کلود در رستوران خود هرگز از منو یا صورت خوراکهای موجود در رستوران استفاده نمی کرد. سالها پیش که تازه رستوران را باز کرده بود و پول این کار را نداشت؛ و اکنون نیز دیگر احتیاجی به آن نبود، چون اغلب مشتریان می دانستند کلود چه غذاهایی سرو می کند. برای صبحانه نیز عملا همه چیز بجز برنج و نان تست آماده داشت، که هر کس به فراخور پولی که می داد می توانست از آنها استفاده کند. ظهر جمعه کباب سردست گاو و کباب دنده سرو می کرد و همه این را می دانستند. معمولا سفید پوستان به ندرت به رستوران او می آمدند، اما روزهای جمعه فقط نیمی از مشتریان او سیاه پوست بودند. کلود از مدتها قبل فهمیده بود که سفید پوستان هم گوشت کباب شده را خیلی دوست دارند، هر چند که لم درست کردن کباب برای آنها هنوز به صورت یک معما باقی مانده است.

صفحه 219 از 765