هم من با این موضوع مخالفم و هم آقای بریگانس، بنابراین چنین امکانی را بسیار نامحتمل می
دانم.»
آقای بریگانس به این نکته اشاره کرده که تاکنون در هیچ پروندی قتلی که شما دادستانی آن را به عهده داشته اید، نباخته است.»
|
لبخند روی لبان باکلی فورا از بین رفت. به جلو خم شد و به خبرنگار نگاه تندی انداخت: «این درست است، اما ایشان به احتمال زیاد چند مورد سرقت مسلحانه و دزدی سنگین را از یاد برده اند، اینطور نیست؟ من هم به سهم خودم پیروزی های زیادی داشته ام. دقیقا در نود درصد مواد
برد با من بوده است.»
خبرنگاران دوربین های خود را خاموش کردند و از دادستان منطقه تشکر نمودند. باکلی در جواب
گفت: «خواهش می کنم، هیچ مسئله ای نیست. من برای شما همیشه وقت دارم.»
* * * *
اتل هن هن کنان از پله ها بالا آمد و جلوی میز تحریر ایستاد: «آقای بریگانس، دیشب یک نفر به من و شوهرم تلفن کرد و حرفهای بسیار رکیکی زد. همین یک دقیقه قبل هم دوباره زنگ زدند و کلمات مستهجنی گفتند؛ از این اتفاقات اصلا خوشم نمی آید.»
جیک به صندلی اشاره کرد و گفت بفرمایید بنشینید. اینها که تلفن زدند، چه می گفتند؟»