نام کتاب: زمانی برای کشتن
باکلی لبخندی جدی بر لب آورد و وانمود کرد که فکر می کند: «بله، من با تمام والدینی که دختری از آنها قربانی تجاوز شده است، احساس همدردی می کنم؛ در این مورد هیچ شکی وجود ندارد. اما در عین حال نمی توانم اقدام کسی را که شخصا اجرای عدالت را به عهد گرفته است تأیید کنم. سیستم حقوقی ما چنین اجازه ای را به هیچکس نمی دهد.» آیا خود شما بچه دارید؟ » | بله، من یک پسر کوچک و دو دختر دارم که یکی از آنها همسن دختر هیلی است. اگر یکی از این دختران من قربانی جنایت تجاوز به عفت می شد، بدون شک از خود بیخود می شدم. اما در چنین حالتی انتظار داشتم و مطمئن بودم که دادگستری ما - که به آن اعتماد بی قید و شرط داریم - عدالت را اجرا خواهد کرد.» پس شما فکر می کنید که متهم محکوم خواهد شد؟» مسلما محکوم می شود. معمولا وقتی به این نتیجه می رسم که مجرمی استحقاق محکومیت را دارد، قادر به محکوم کردن او هم هستم و این بار هم چنین خواهد شد.» «آیا تقاضای حکم اعدام خواهید کرد؟» | «بله. همه چیز حاکی از آن است که مجرم مرتکب به قتل عمد شده است و بنابر این مرگ در اتاق مه گاز، مجازات مناسبی است» «آیا انتظار دارید که رای دادگاه موافق نظر شما باشد؟ »

صفحه 201 از 765