چند نفر از خبرنگاران از جیک تقاضای مصاحبه کردند و او با یک گفتگوی کوتاه در سرسرای دادگاه موافقت نمود. اما مدتی آنها را منتظر گذاشت؛ ابتدا نزد قاضی رفت و سپس به بهانه مراجعه به یک کتاب مرجع راهی کتابخانه گردید. پس از آنکه سالن دادگاه کاملا تخلیه شد و خبرنگاران به اندازه کافی منتظر ماندند، جیک به سرسرا بازگشت و در مقابل دوربینها قرار گرفت. گزارشگران، میکروفونی را با اتیکت قرمز رنگ جلوی صورتش گرفتند. نفر اول پرسید: «چرا تقاضای قرار وثیقه نکردید؟»
|
این کار را بعدا می کنم.»
آیا دفاع از موکل خود را بر پایه عدم تعادل روانی وی استوار خواهید کرد؟»
همانطور که قبلا هم گفتم، هنوز برای پاسخگویی به این سؤال زود است. اول باید دادگاه بزرگ
هیبه
هیئت منصفه اتخاذ تصمیم بنماید - شاید اصلا کیفرخواست رسمی علیه موکل من صادر نشود. در غیر این صورت، برنامه ای برای دفاع از وی تدارک خواهیم دید.»
«آقای باکلی دادستان ناحیه، گفته است که هیچگونه شک و تردیدی در محکومیت متهم وجود
ندارد. نظر شما در این مورد چیست؟» |
متأسفانه آقای باکلی خیلی حرف می زند. من بحث و تفسیر در این مورد را پیش از آنکه دادگاه هیئت منصفه به پرونده رسیدگی کند، کاری احمقانه می دانم.» |
هیب
وی همچنین اظهار داشته است که با تغییر محل دادگاه بشدت مخالف است.»