نام کتاب: زمانی برای کشتن
در حضور اوزی و موس جونیور امضاء کرده و در آن کارل لی هیلی را به عنوان ضارب شناسائی کرده بود. والز امضای لونی را تأیید و اظهاریه را قرائت نمود. چایلدرز از کلانتر پرسید: « شاهد عینی هم وجود دارد؟» بله، مورفی سرایدار ساختمان دادگاه.» اسم کوچک او چیست؟» نمی دانم، همه او را فقط مورف می نامند.» بسیار خب، با این شخص حرف زدید؟» شخص من نه، ولی مأمور تحقیق من با او حرف زد.» «مأمور تحقیق شما کیست؟ » سرکار ردی.» ردی مراسم سوگند را بجا آورد و در جایگاه شهود نشست. آقای پیت، یک لیوان دیگر آب یخ برای قاضی آورد. جیک پشت سرهم یادداشت بر می داشت. قصد نداشت شاهدی احضار کند و یا از کلانتر سؤالی بکند. گاه پیش می آمد که شهود احضار شده توسط شاکی در همان دادرسی مقدماتی در پیچ و خم دروغهایی که خود بافته بودند گرفتار می شدند. جیک در چنین مواردی به بازجویی از شهود می پرداخت تا تضادهای موجود در گفته های آنها در صورتجلسه ثبت شود. بعدا، یعنی هنگامی که شهود مورد نظر در جریان محاکمه هم به دروغگویی ادامه می دادند، جیک آنها را با اظهارات قبلی خود در جلسه دادرسی مقدماتی مواجه می کرد و به این ترتیب نقشه های آنها را نقش بر آب می کرد. اما امروز به گوش دادن و برداشتن یادداشت اکتفا کرده بود.

صفحه 192 از 765