نام کتاب: زمانی برای کشتن
« همه اش تقصیر بریگانس است. می توانست از این جلسه صرفنظر کند. من از او خواهش کردم، حتی دو بار! او می داند که من پرونده را به دادگاه بزرگ هیئت منصفه احاله خواهم کرد، او این موضوع را خیلی خوب می داند، همه وكلا این را می دانند. ولی ببین حالا چه وضعی شده! از یک طرف کاکاسیاه ها را از دست خودم دلخور می کنم، چون نمی توانم کارل لی را آزاد کنم و از طرف دیگر رینک ها را عصبانی می کنم چون حکم اعدام او را صادر نمی کنم. تلافی این کار را سر بریگانس در می آورم؛ او فقط می خواهد جلوی دوربین های تلویزیونی پز بدهد. این من هستم که باید دوباره انتخاب بشوم، نه او، اینطور نیست؟ درست می فرمائید جناب قاضی.» در سالن دادگاه پلیس هست؟» «خیلی زیاد. کلانتر از افراد ذخیره هم استفاده کرده است. خطری برای شما وجود ندارد.» مطبوعات چطور؟» چند نفر از خبرنگاران در ردیف های جلو نشسته اند.» حق ندارند دوربین بیاورند!» دوربینی در کار نخواهد بود.» «هیلی را آورده اند؟ » « بله آقا، پهلوی بریگانس در پشت میز وکلای مدافع نشسته است. همه منتظر شما هستند.» بولارد یک لیوان پلاستیکی را پر از ودکا خالص کرد و گفت: «بسیار خوب، برویم.»

صفحه 190 از 765