از ادای توضیح معذورم.»
چرا جواب نمی دهید؟»
از ادای توضیح معذورم.»
«چرا؟»
در موقع صرف صبحانه از ادای توضیح معذورم.»
«آیا بعد از صبحانه حاضرید به چند سؤال ما پاسخ بدهید؟ »
«بله با منشی ام تماس بگیرید و قراری معین کنید. هر ساعت مصاحبه شصت دلار برایتان هزینه
خواهد داشت.»
سایر مشتریان دائمی کافه خندیدند، اما غریبه ها از سماجت خود دست برنداشتند.
روز چهارشنبه جیک با خبرنگاران تلویزیون ممفیس گفتگو کرد و بی آنکه پولی درخواست کند با آنها مصاحبه ای ترتیب داد. پس از آن به اتاق جنگ رفت و در را بست تا خود را برای جلسه مقدماتی آماده کند. ساعت 12 به زندان رفت تا با موکلش ملاقات نماید.
کارل لی آرام و خونسرد بنظر می رسید. از پنجره سلولش انبوه خبرنگاران را که در میدان جمع
شده بودند، می دید.
جیک پرسید: « اینجا به تو خوش می گذرد؟»
راستش را بخواهید، بله. غذای اینجا اصلا بد نیست و من غذا را همراه با اوزی در دفتر کلانتر
صرف می کنم.»