نام کتاب: زمانی برای کشتن
یکی از خبرنگاران تصمیم گرفت مراسم خاکسپاری دو قربانی ماجرا را فیلمبرداری کند. برادران کاب به شرط دریافت پول با این کار موافقت کرده بودند، اما خانم ویلارد با فیلمبرداری از مراسم مخالفت کرد، و بنابراین خبرنگاران جلوی کلیسا جمع شدند، صف تشییع کنندگان را تا دم گورستان همراهی کردند و در آنجا از لنزهای مخصوص جهت فیلمبرداری از راه دور استفاده نمودند. مشایعت کنندگان را تا خانه خانم کاب همراهی کردند و در آنجا بود که برادر بزرگتر کاب، از ته دل فحش های رکیکی نثار خبرنگاران کرد و از آنها خواست تا هر چه زودتر گورشان را از ملک آنها گم کنند. روز چهارشنبه در کافه تریا آرامش برقرار بود، مشتریان دائمی کافه، از جمله جیک، شاهد حضور چندین فرد ناشناس در جمع خود شدند. این افراد بیگانه غالبا ریش داشتند، به لهجه های نا آشنا سخن می گفتند و علاقه ای به خوردن بلغور نداشتند. یکی از این افراد ناشناس با صدای بلند سکوت کافه را شکست و گفت: « شما وكیل آقای هیلی هستید، مگر نه؟» | جیک به مالیدن مربا بروی نان صبحانه اش ادامه داد و سکوت کرد. درست عرض می کنم آقا؟» بریگانس با اکراه پاسخ داد: «بله.» «آیا موکل شما به گناهکار بودن خود اعتراف خواهد کرد؟ » من دارم صبحانه می خورم.» گناهکار یا بی گناه؟»

صفحه 182 از 765