«پنج تا.»
شما بیشتر از این ها می توانید بپردازید.»
شما هم می توانید با کمتر از ده هزار دلار وکالت مرا به عهده بگیرید.»
خیلی خوب، نه هزار دلار.»
با شش هزار تا چطوری؟»
هشت؟ »
هفت.)
خیلی خوب، روی هفت هزار و پانصد دلار توافق کنیم.»
باشه، فکر می کنم بتوانم این مبلغ را جمع و جور کنم. البته بستگی دارد که بانک روی زمینم چقدر به من وام بدهد. هزار دلار نقدا و یک سفته ی شش هزار و پانصد دلاری؟»
باشه.»
پس قبول است.»
بریگانس جا های خالی روی قرار داد را پر کرد و یک برگه سفته هم روی میز گذاشت. کارل لی قرار داد و سفته را امضا کرد.
«جیک، از یک آدم ثروتمند چقدر می گرفتید؟»
«پنجاه هزار دلار.»