نام کتاب: زمانی برای کشتن
جیک کیفش را گشود و پوشه ای بیرون آورد که در آن یک ورقه ی قرداد وکالت وجود داشت. با وجودی که متن قرار داد را حفظ بود، آن را از رو و با صدای بلند برای هیلی خواند. میزان حق الزحمه او بر اساس قدرت مالی و توانایی پرداخت موکل تعیین می شد و سیاه پوستان معمولا پول زیادی نداشتند - مگر آنهایی که خویشاوندی با شغل خوب و پر در آمد و دست و دل باز در سنت لوییز یا شیکاگو داشتند؛ و این مواردی بود که به ندرت پیش می آمد. لستر دست به دامان برادرش شده بود که در کالیفرنیا در اداره پست کار می کرد، ولی این برادر نتوانست - یا نخواست - به او کمکی بکند. خواهرانش که خود مسئله دار و محتاج بودند، به حمایت معنوی از لستر قناعت کردند. گوان هم خویشاندان خوب و با محبتی داشت، اما وضیت مالی آن ها هم چندان خوب نبود. تنها کارل لی بود که چند جریب زمین داشت که بلاخره هم همین زمین را به منظور تأمین حق الزحمه ی وکیل مدافع لستر به گرو گذاشت. بریگانس در آن زمان در ازای دفاع از لستر در دادگاه جزایی، پنج هزار دلار حق الوكاله گرفت؛ نیمی از این مبلغ را نقدا و پیش از محاکمه دریافت کرد و باقیمانده را به صورت قسطی در مدت سه سال. جیک از مذاکره در مورد مبلغ حق الوكاله متنفر بود. این بخش از کار برایش بسیار ناخوشایند بود. بسیاری از موکلینش مایل بودند پیش از شروع کار، میزان حق الزحمه او را بدانند. ارائه ی اطلاعات در مورد تعرفه ی وکلا و هزینه خدمات حقوقی، واکنش های متفاوتی را ایجاد می کرد. بعضی از مراجعین شوکه می شدند و دهانشان از تعجب باز می ماند، عده ای به سکسکه می افتند و از دفتر بیرون می رفتند، عده ای هم سعی می کردند چانه بزنند. اما اکثر آنها وجه مورد

صفحه 160 از 765